ترجمه "harmonogram" به فارسی
برنامه زمانی, برنامه ساعات کار, جدول ساعات کار بهترین ترجمه های "harmonogram" به فارسی هستند.
harmonogram
noun
masculine
دستور زبان
opis kolejności i czasu trwania kolejnych etapów jakiegoś przedsięwzięcia; [..]
-
برنامه زمانی
Powinno się o nim myśleć jako o biologicznym locie w kosmos z harmonogramem.
باید آن را بعنوان پرتاب زیست شناسی فضاناو به ماه با برنامه زمانی مشخص در نظر گرفت.
-
برنامه ساعات کار
noun -
جدول ساعات کار
noun -
صورت اوقات
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " harmonogram " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "harmonogram" با ترجمه به فارسی
-
تنظیم کننده زمان کار
-
نمای برنامه زمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن