ترجمه "haszysz" به فارسی
حشیش, بنگ, حشیش بهترین ترجمه های "haszysz" به فارسی هستند.
haszysz
noun
masculine
دستور زبان
narkotyk uzyskiwany z żywicy konopi indyjskich;
-
حشیش
nounnarkotyk uzyskiwany z żywicy konopi indyjskich; [..]
Mógłbym zrzucić winę na haszysz i grappę, ale prawda jest taka...
می تونم خیلی راحت بگم که چون حشیش و مشروب مصرف کرده بودم این کار رو کردم...
-
بنگ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " haszysz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Haszysz
-
حشیش
nounMógłbym zrzucić winę na haszysz i grappę, ale prawda jest taka...
می تونم خیلی راحت بگم که چون حشیش و مشروب مصرف کرده بودم این کار رو کردم...
تصاویر با "haszysz"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن