ترجمه "hel" به فارسی
هلیم, هلیوم, گاز هلیوم بهترین ترجمه های "hel" به فارسی هستند.
hel
noun
masculine
دستور زبان
chem. pierwiastek chemiczny o symbolu He i liczbie atomowej 2; [..]
-
هلیم
nounعنصری با عدد اتمی ۲
Ale masa powstałego helu była mniejsza od masy zużytego wodoru.
اما جرم هلیم تولیدی، از جرم ئیدروژن اولیه کمتر بود.
-
هلیوم
W 75 procentach był to wodór, zaś prawie całą resztę stanowił hel.
حدود ۷۵ درصد آن هیدروژن و تقریبا تمام مابقی آن هلیوم بود.
-
گاز هلیوم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hel
noun
masculine
دستور زبان
geogr. adm. miasto w Polsce; [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hel" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "hel"
عباراتی شبیه به "hel" با ترجمه به فارسی
-
هلیم مایع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن