ترجمه "hipotermia" به فارسی

سرمازدگی, کمدمایی, هیپودرمی بهترین ترجمه های "hipotermia" به فارسی هستند.

hipotermia noun feminine دستور زبان

med. stan chorobowy utraty ciepłoty ciała i zaniku funkcji życiowych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرمازدگی

    (śmiech) i na skraju hipotermii

    (خنده حضار) — و در مرز سرمازدگی قرار داشتم،

  • کمدمایی

  • هیپودرمی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hipotermia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hipotermia
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرمازدگی

    (śmiech) i na skraju hipotermii

    (خنده حضار) — و در مرز سرمازدگی قرار داشتم،

اضافه کردن

ترجمه های "hipotermia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه