ترجمه "hobby" به فارسی

سرگرمی, تفنن, مشغولیت بهترین ترجمه های "hobby" به فارسی هستند.

hobby noun neuter دستور زبان

pasja, zamiłowanie do robienia czegoś; zainteresowanie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرگرمی

    noun

    Dla Tolkiena elficki był hobby, a nie próbą stworzenia użytecznej mowy. a nie próbą stworzenia użytecznej mowy.

    برای تولکین، الویش یک سرگرمی بود، تا اینکه چیزی بسازد که مردم واقعا بتوانند با آن صحبت کنند.

  • تفنن

  • مشغولیت

    noun

    w rodzinie, rekreacji, sporcie czy hobby.

    در خانواده، در تفریح، در ورزش، یا مشغولیت های دیگر.

  • ترجمه های کمتر

    • کار
    • کار جزیی
    • کار ذوقی
    • کار فرعی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hobby " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "hobby"

عباراتی شبیه به "hobby" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hobby" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه