ترجمه "hrabstwo" به فارسی

شهرستان ترجمه "hrabstwo" به فارسی است.

hrabstwo noun neuter دستور زبان

hist. w średniowieczu w Europie Zachodniej: jednostka administracyjna zarządzana przez hrabiego; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهرستان

    noun

    تقسیمات کشوری

    A na początku 1946 roku ja rozpocząłem służbę pionierską w sąsiednim hrabstwie.

    در اوایل ۱۹۴۶، در شهرستان مجاور شروع به پیشگامی کردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hrabstwo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hrabstwo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hrabstwo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه