ترجمه "humor" به فارسی
حال, حالت, حوصله بهترین ترجمه های "humor" به فارسی هستند.
zdolność dostrzegania komicznych stron rzeczywistości [..]
-
حال
nounMa pani psotne poczucie humoru, którym właśnie łagodzi pani swoje cierpienie.
شوخ طبعی شیطنت واری دارید که در حال حاضر برای پوشوندن ناراحتی شخصیتون ازش بهره می گیرید
-
حالت
nounByliby sfrustrowani, gdyby rodzice zależnie od humoru często zmieniali obowiązujące reguły.
اگر قوانین بسته به حالت پدر یا مادر مرتباً تغییر کنند، مایهٔ آزردگی و خشم فرزندان میشوند.
-
حوصله
nounJest fizjologicznie niemożliwe być w złym humorze nosząc czerwone spodnie.
تقریبا از لحاظ فیزیولوژیکی غیرممکن است که بی حوصله باشید وقتی که شلوارتون قرمز روشن باشه.
-
ترجمه های کمتر
- خنده
- شوخی
- مزاح
- مود
- وجه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " humor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
شوخی
adjective nounI jeszcze humor. Humor jest nie do przecenienia,
و بعد همش شوخی است. طنز، قدرت فراوانی در تغییرموقعیت کنونی دارد،
عباراتی شبیه به "humor" با ترجمه به فارسی
-
کمدی سیاه