ترجمه "iglica" به فارسی

ساختمان بلند, سوزن, شمعدانی بهترین ترجمه های "iglica" به فارسی هستند.

iglica Noun noun feminine دستور زبان

archit. długi, wąski stożek zwieńczający wieżę [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساختمان بلند

    noun
  • سوزن

    noun

    Cyrylica na zewnątrz, pierścień jest pakistański, a iglica pewnie irańska.

    اما حلقه قفل کنندش پاکستانیِ ، اما سوزن آتشش به تازگی ساخته شده شاید ایرانی باشه

  • شمعدانی

    noun
  • منار مخروطی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " iglica " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Iglica

Iglica (roślina)

+ اضافه کردن

"Iglica" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Iglica در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "iglica"

اضافه کردن

ترجمه های "iglica" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه