ترجمه "ignorancja" به فارسی

نادانی, جهل, جهالت بهترین ترجمه های "ignorancja" به فارسی هستند.

ignorancja Noun noun feminine دستور زبان

brak wiedzy na jakiś ważny temat [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نادانی

    noun

    Używamy ich, by ulepszyć ignorancję, by osiągnąć wyższy poziom ignorancji.

    ما برای ساختن نادانی بیشتر از آن استفاده میکنیم، برای پیدا کردن، اگر بشود گفت، «نادانی با ارزش».

  • جهل

    noun

    Powiedziała, że zachwyt nie jest wiedzą, tak jak nie jest nią ignorancja.

    کسی که گفت , شگفتی نه در دانش است و نه در جهل.

  • جهالت

    noun

    Następnie dodał, iż problem leży nie w ignorancji, lecz w świadomej zachłanności.

    او میافزاید که مشکل، جهالت نیست بلکه حرص تعمدی میباشد.

  • ترجمه های کمتر

    • بی خبری
    • ناشناسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ignorancja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ignorancja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه