ترجمه "imbryk" به فارسی

قوری, قوری چای بهترین ترجمه های "imbryk" به فارسی هستند.

imbryk noun masculine دستور زبان

kulin. naczynie z pokrywką i z dodatkową rurką zakończoną dzióbkiem służące do gotowania wody, zaparzania herbaty itp. [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قوری

    noun

    FG: Zaprojektowałem imbryk i nikt go nie kupił.

    ف.گ: من یک قوری طراحی کردم ولی کسی نخریدش.

  • قوری چای

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imbryk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "imbryk"

اضافه کردن

ترجمه های "imbryk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه