ترجمه "impulsywny" به فارسی

بی پروا, تندخو بهترین ترجمه های "impulsywny" به فارسی هستند.

impulsywny Adjective adjective دستور زبان

taki, który szybko i wyraziście reaguje na bodźce; taki, który jest porywczy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی پروا

    adjective

    Gdy go znałam, był impulsywny, uparty.

    وقتی که می شناختمش ، احساسی و بی پروا بود و سر سخت

  • تندخو

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " impulsywny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "impulsywny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه