ترجمه "inhibitor" به فارسی
بازدار, بازدارنده واکنش بهترین ترجمه های "inhibitor" به فارسی هستند.
inhibitor
Noun
noun
masculine
دستور زبان
chem. substancja zwalniająca lub hamująca reakcję chemiczną;
-
بازدار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inhibitor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Inhibitor
-
بازدارنده واکنش
عباراتی شبیه به "inhibitor" با ترجمه به فارسی
-
آنتيتريپسين · مهارکنندههای تریپسین
-
اثرکنندهها · افکتورها · مهاركنندههاي ژن
-
مهارکننده آنزیم
-
مهارکنندههای رویش
-
مهاركنندههاي پروتئاز · مهارکنندههای پروتئیناز
-
مهاركنندههاي رشد گياه · مهارکنندههای رشد
-
مهارکنندههای نیترات ردوکتاز
-
مهارکنندههای بازجذب سروتونین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن