ترجمه "inny" به فارسی
دیگر, دیگَر بهترین ترجمه های "inny" به فارسی هستند.
inny
pronoun
adjective
noun
masculine
دستور زبان
nie ten, jakiś odmienny [..]
-
دیگر
adjectiveNajlepszą bronią przeciw wrogowi jest inny wróg.
بهترین سلاح علیه یک دشمن، دشمن دیگر است.
-
دیگَر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inny" با ترجمه به فارسی
-
كساني عليه ديگران
-
بقیه · دیگر · دیگران
-
بقیه · دیگران
-
دیگر
-
بارگیری کننده تروجان
-
حسگر مکان و دیگر حسگرها
-
به عبارت دیگر
-
مورد خاص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن