ترجمه "instalacje" به فارسی
تاسيسات, ابزار, ادوات كشاورزي بهترین ترجمه های "instalacje" به فارسی هستند.
instalacje
-
تاسيسات
Chcesz byśmy zaatakowali instalację Imperium w oparciu o nic jak tylko nadzieję?
ميخواي که نيروهامون به سمت تاسيسات امپراطوري حمله کنن اونم بر مبناي اميد ؟
-
ابزار
noun -
ادوات كشاورزي
-
ترجمه های کمتر
- اسباب
- تجهیزات
- لوازم آشپزخانه
- ماشينآلات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instalacje " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "instalacje" با ترجمه به فارسی
-
ذخیره اب · سیستم ابیاری
-
خطوط لوله · لولهها · لولهگذاري
-
برقگیر
-
تنظیمات سرپرستی
-
ذخیره اب · سیستم ابیاری
-
برنامه جادویی نصب چاپگر شبکه
-
سیمکشی الکتریکی
-
تاسیساتهای الکتریکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن