ترجمه "instytut" به فارسی

مؤسسه, انجمن, موسسه بهترین ترجمه های "instytut" به فارسی هستند.

instytut noun masculine دستور زبان

nazwa różnego typu instytucji, przede wszystkim naukowo-badawczych i dydaktycznych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مؤسسه

    noun

    Instytut Smithsona zaoferował mi za to pięćset dolarów.

    مؤسسه اسمیتسونین برای اون بهم 500 دلار پیشنهاد داده بود

  • انجمن

    noun

    Byłam w Instytucie Callahana i rozmawiałam z dr. Keatsem ".

    امروز رفتم انجمن کالاهان و با دکتر کيت صحبت کردم.

  • موسسه

    noun

    Ten instytut ma właściwie pomóc w odzyskaniu czasu.

    این موسسه هست که در واقع زمان را به تو برمی گرداند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " instytut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "instytut" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "instytut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه