ترجمه "intermezzo" به فارسی
توقف, درنگ, غیر دائم بهترین ترجمه های "intermezzo" به فارسی هستند.
intermezzo
Noun
noun
neuter
دستور زبان
muz. teatr. forma przejścia w obrębie utworu lub sztuki [..]
-
توقف
noun -
درنگ
noun -
غیر دائم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intermezzo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن