ترجمه "iskra" به فارسی
اخگر, جرقه, آییژ بهترین ترجمه های "iskra" به فارسی هستند.
iskra
noun
feminine
دستور زبان
rozżarzona cząstka płonącego ciała oddzielająca się od całości [..]
-
اخگر
noun -
جرقه
nounNieważne, czy kierując się nauką czy biblijną tradycją, myślimy o pierwotnej iskrze.
چه در جستجوی علمی باشیم و چه در پی سنن انجیل به جرقه آغارین میاندیشیم.
-
آییژ
-
ترجمه های کمتر
- بلک
- تابش
- تلالو
- درخشش
- چشمک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " iskra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Iskra
Rozżarzona miniraca ulatująca z ogniska [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Iskra" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Iskra در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "iskra"
عباراتی شبیه به "iskra" با ترجمه به فارسی
-
درون داشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن