ترجمه "istota" به فارسی
جوهر, جان کلام, شخصیت بهترین ترجمه های "istota" به فارسی هستند.
istota
noun
feminine
دستور زبان
stworzenie, osoba, żyjący organizm, postać [..]
-
جوهر
nounLecz to, co stanowi istotę was i mnie, nie będzie zniszczone.
امّا جوهر من و شما نابود نخواهد شد.
-
جان کلام
noun -
شخصیت
nounWreszcie jest także „demoniczna”, ponieważ takie nastawienie przejawiają wrogie Bogu istoty duchowe.
«شیطانی» خواند، زیرا انعکاسی است از شخصیت دشمنان روحی خدا.
-
ترجمه های کمتر
- قوت
- مطلب عمده
- نکته مهم
- وجود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " istota " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "istota" با ترجمه به فارسی
-
ماده خاکستری اطراف مجرا
-
گروهی از موجودات زنده
-
شخصی · کسی · یک شخص · یک کسی
-
مغز
-
استخوان اسفنجی
-
آدمی · آدمیزاد · انسان · انسانها · خاکزاد · شخصی · مردم · موجودات انساني · هومو ساپيانس · کسی · یک شخص · یک کسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن