ترجمه "jako" به فارسی

به عنوان ترجمه "jako" به فارسی است.

jako adposition conjunction دستور زبان

używany do określania roli, stanowiska, znaczenia itp., które sprawuje podmiot [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • به عنوان

    Nie tylko jako ojciec, ale również jako policjant.

    و نه فقط به عنوان يه پدر ، بلکه به عنوان يه پليس.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jako " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "jako" با ترجمه به فارسی

  • کدام · کدم · کدوم · کم · کمو · کودوم
  • هم...هم
  • ایجاد پرونده بعنوان خروجی چاپ
  • چی خبرها است؟
  • محصولات زراعی آفتکش · محصولات زراعی حشرهكش · گياهان آفتكشي
  • چی خبرها است؟
  • احشا · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · مغز به عنوان غذا
  • احشا · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · مغز به عنوان غذا
اضافه کردن

ترجمه های "jako" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه