ترجمه "jazda konna" به فارسی
سوارکاری, سواری, گردش و مسافرت بهترین ترجمه های "jazda konna" به فارسی هستند.
jazda konna
noun
-
سوارکاری
nounNie uczono cię jazdy konnej?
بهت یاد ندادن چطور سوارکاری کنی ؟
-
سواری
nounA w niedzielę, jazdę konną z zawiązanymi oczami w jaskrawym świetle słońca!
ودر روز یکشنبه اسب سواری چشم بسته در آفتاب درخشان
-
گردش و مسافرت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jazda konna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن