ترجمه "jechać" به فارسی
رفتن, شدن بهترین ترجمه های "jechać" به فارسی هستند.
jechać
verb
دستور زبان
o pojazdach: poruszać się, przemieszczać się z jednego miejsca na inne [..]
-
رفتن
verbWiesz, Wichita to kawał drogi żeby jechać po gaźnik.
ميدوني ، دنبال يه كاربراتور تا ويچيتا رفتن ، راه درازيه.
-
شدن
verbna tyle tani, żeby ludzie byli skłonni jechać razem?
آنقدر ارزان که مردم تمایل به سهیم شدن خودرو خود با دیگران داشته باشند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jechać " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "jechać"
عباراتی شبیه به "jechać" با ترجمه به فارسی
-
اتواستپ کردن
-
پارک سوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن