ترجمه "jestem chora" به فارسی

بیمار, مریض بهترین ترجمه های "jestem chora" به فارسی هستند.

jestem chora
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمار

    adjective noun

    Bo typowy sprawca nie jest chory czy wynaturzony.

    به این دلیل که یک مجرم نوعی، فردی بیمار و غیر عادی نیست.

  • مریض

    adjective

    Ojciec był chory i po jakimś czasie zmarł.

    پدر جُی مریض بود و سرانجام فوت کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jestem chora " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "jestem chora" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "jestem chora" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه