ترجمه "jezioro" به فارسی
دریاچه, daryâ, daryâče بهترین ترجمه های "jezioro" به فارسی هستند.
jezioro
noun
neuter
دستور زبان
geogr. hydrol. śródlądowy zbiornik wodny, zwykle naturalny; [..]
-
دریاچه
nounodgraniczony zbiornik wodny, zazwyczaj z wodą słodką, nie obejmuje mórz [..]
Nie wiem jak głębokie jest to jezioro.
نمی دانم این دریاچه چه قدر عمق دارد.
-
daryâ
-
daryâče
-
ترجمه های کمتر
- daryåche
- دریاچهها
- آب باز
- آبگیر
- برکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jezioro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Jezioro
noun
neuter
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Jezioro" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Jezioro در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "jezioro"
عباراتی شبیه به "jezioro" با ترجمه به فارسی
-
دریاچه ادوارد
-
دریاچه آلبرت
-
دریاچه ایری
-
دریاچه کیوو
-
دریاچه چاد
-
دریاچه آلبرت
-
استانهای دریاچهای
-
درياچه رودولف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن