ترجمه "jucha" به فارسی
خون, خین بهترین ترجمه های "jucha" به فارسی هستند.
jucha
noun
feminine
دستور زبان
zwł. środ. łow. także reg. (Mazury) krew zwierzęcia [..]
-
خون
nounNie chcę brukać ostrza chłopską juchą.
وايسا نميخوام شمشيرم رو با خون يه دهاتي کثيف کنم
-
خین
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jucha " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن