ترجمه "kąt" به فارسی
زاویه, گوشه, قلاب ماهی گیری بهترین ترجمه های "kąt" به فارسی هستند.
kąt
noun
masculine
دستور زبان
geom. część płaszczyzny ograniczona dwiema półprostymi [..]
-
زاویه
شکل که از دوران دو قطعه خط به دور یک نقطه به وجود می آید بنام زاویه یاد می گردد.
Oczywiście kąt ustawienia kamery jest wszystkim. Fotograf jest tutaj.
البته، زاویه دوربین همه چیز است. عکاس آنجاست
-
گوشه
nounZdejmij fartuch i usiądź w kącie jak mały chłopiec.
حالا ، اون پيشبندت رو در بيار و برو عين بچه آدم اون گوشه بتمرگ.
-
قلاب ماهی گیری
noun -
کنج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kąt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kąt"
عباراتی شبیه به "kąt" با ترجمه به فارسی
-
زاویه فضایی
-
تثلیث زاویه
-
زاویه قائمه
-
زاویه حمله
-
زاویه حمله
-
دور (هندسه)
-
زاویه ساعتی
-
زاویه نشست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن