ترجمه "kłam" به فارسی
حرف دو پهلو, وضع, کذب بهترین ترجمه های "kłam" به فارسی هستند.
kłam
Noun
noun
masculine
دستور زبان
przest. ( dziś książk.) fałsz, kłamanie, kłamstwo [..]
-
حرف دو پهلو
noun -
وضع
nounJeśli ktoś zapyta, czy to widziałem, nie zamierzam kłamać.
اگه کسی بپرسه اوضاع این بالا رو دیدم یا نه خیال ندارم دروغ بگم
-
کذب
nounDodaje jednak: „Niestety, wydarzenia światowe minionych kilku lat w dużej mierze zadają kłam tym optymistycznym oczekiwaniom”.
اما اضافه میکند: «متأسفانه، امور جهانی در طی چند سال اخیر به نحو وسیعی نشانگر کذب این امیدهای خوشبینانه بودهاند.»
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kłam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن