ترجمه "kłopot" به فارسی

دردسر, مشکل, مسئله بهترین ترجمه های "kłopot" به فارسی هستند.

kłopot noun masculine دستور زبان

przykra sytuacja, wymagająca reakcji [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دردسر

    noun

    Powiedz mi, gdzie oni poszli a nie będziesz miała kłopotów.

    بهم بگو کجا رفتن تا توي دردسر نيوفتي.

  • مشکل

    noun

    Te kłopoty jeszcze narastają, gdy się kupuje na kredyt.

    مشکلات مالی معمولاً هنگامیکه پای خرید قسطی بمیان میآید حتی پیچیدهتر میشوند.

  • مسئله

    noun

    Podstawowym kłopotem z pamięcią operacyjną są jej ograniczenia.

    حالا، مسئله مرکزی حافظه کاری این است که محدود است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kłopot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kłopot noun masculine
+ اضافه کردن

"Kłopot" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kłopot در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "kłopot" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kłopot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه