ترجمه "kajdany" به فارسی

بند, غل و زنجیر بهترین ترجمه های "kajdany" به فارسی هستند.

kajdany Noun noun دستور زبان

metalowe pęta do skuwania kończyn więźniów [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بند

    verb noun

    Proszę Sąd o niezwłoczne usunięcie tych kajdan.

    ازتون مي خوام دادگاه دستور بده که همين الان اون دست بندها باز بشه.

  • غل و زنجیر

    Trzymają ją w kajdanach, dokładnie tak jak trzymano mnie.

    ، در غل و زنجیر همانطور که من در غل و زنجیر بودم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kajdany " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kajdany" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه