ترجمه "kakao" به فارسی

کاکائو, کاکائو بهترین ترجمه های "kakao" به فارسی هستند.

kakao noun neuter دستور زبان

bot. ziarno kakaowca; potocznie również sam kakaowiec; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاکائو

    noun

    Mówiła, że wkrótce wszystko się skończy, że nie może się doczekać powrotu i gorącego kakao z cynamonem.

    گفتش به زودي همه چي درست ميشه و ميخواد زوودتر خونه باشه براي کاکائو و خامه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kakao " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kakao
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاکائو

    Kakao jest dla mięczaków.

    کاکائو براي ضعيف هاست.

تصاویر با "kakao"

عباراتی شبیه به "kakao" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kakao" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه