ترجمه "kalkulator" به فارسی

ماشین حساب, ماشينهاي حساب, حسابگر بهترین ترجمه های "kalkulator" به فارسی هستند.

kalkulator noun masculine دستور زبان

małe urządzenie służące do wykonywania obliczeń arytmetycznych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماشین حساب

    noun

    urządzenie elektroniczne do wykonywania operacji arytmetycznych

    Czy mogę was prosić byście zabrali kalkulatory i przyłączyli się do mnie na scenie.

    خواهش می کنم شما چهار نفر ماشین حساب هایتان را دربیاورید، و بیایید این بالا کنار من.

  • ماشينهاي حساب

  • حسابگر

    noun

    Musimy się dowiedzieć, gdzie Kalkulator chce to zainstalować.

    بايد بدونيم حسابگر کجا مي خواد نصبش کنه

  • ترجمه های کمتر

    • رایانه
    • رایانهها
    • محاسب
    • کامپیوتر
    • کامپیوترها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kalkulator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kalkulator
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماشین حساب

    noun

    Czy mogę was prosić byście zabrali kalkulatory i przyłączyli się do mnie na scenie.

    خواهش می کنم شما چهار نفر ماشین حساب هایتان را دربیاورید، و بیایید این بالا کنار من.

تصاویر با "kalkulator"

عباراتی شبیه به "kalkulator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kalkulator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه