ترجمه "kanapka" به فارسی
ساندویچ, ساندويچ, لقمه بهترین ترجمه های "kanapka" به فارسی هستند.
kanapka
noun
feminine
دستور زبان
spoż. kulin. pieczywo posmarowane czymś lub z dodatkiem znajdującym się na nim ; [..]
-
ساندویچ
nounKiedy go nie ma, zrywa sie wiatr i zdmuchuje kanapkę na trawę.
و وقتی که ایوان اونجا نیست باد میاد و ساندویچ رو روی چمن میندازه.
-
ساندويچ
Ta kanapka była jedyną dobrą rzeczą w moim życiu.
اون ساندويچ تنها چيز خوبي بود كه داشت تو زندگيم اتفاق مي افتاد!
-
لقمه
Kto ci odkroił skórkę z kanapek?
کي نونتو برات لقمه مي کنه ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kanapka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kanapka"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن