ترجمه "katalog" به فارسی
فهرست, پوشه, کاتالوگ بهترین ترجمه های "katalog" به فارسی هستند.
spis zawartości biblioteki [..]
-
فهرست
nounNie można użyć katalogu domowego jako biblioteki albumów
متأسفم ، از فهرست راهنمای آغازه نمیتوان به عنوان کتابخانۀ آلبوم استفاده کرد
-
پوشه
nounDodaje katalog do istniejącego repozytorium, aby umieścić go w systemie kontrolowania wersji. Name
گذاشتن پوشه در مخزن موجود جهت قراردادن آن تحت کنترل بازبینی. Name
-
کاتالوگ
nounTymczasem mój szef gania mnie z tymi katalogami.
در ضمن باید ترتیب اون کاتالوگ رو تا حالا داده باشم
-
ترجمه های کمتر
- فهرست راهنما
- کتاب فهرست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " katalog " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
کاتالوگ
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Prezentowane produkty są dostępne w " Katalogu Trumana ", telefonistki czekają na zamówienia.
و همه اونا در کاتالوگ ترومن در دسترسه
تصاویر با "katalog"
عباراتی شبیه به "katalog" با ترجمه به فارسی
-
برگهدان
-
کاتالوگ ستارهای
-
فهرست وب
-
فهرست مجازی
-
دایرکتوری افتان
-
دایرکتوری ریشه
-
دایرکتوری Pickup
-
بلوک ( بخش) کنترل فهرست = DCB