ترجمه "kauczuk" به فارسی
کائوچو, کائوچوی بالاتا, کائوچوی طبيعي بهترین ترجمه های "kauczuk" به فارسی هستند.
kauczuk
noun
masculine
chem. surowiec do produkcji gumy; [..]
-
کائوچو
Po skończeniu szkoły zatrudniłem się na plantacji kauczuku.
پس از پایان مدرسه، کاری در باغ کائوچو پیدا کردم.
-
کائوچوی بالاتا
-
کائوچوی طبيعي
-
ترجمه های کمتر
- کائوچوی هوهآ
- کائوچوی پارا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kauczuk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kauczuk" با ترجمه به فارسی
-
کائوچو · کائوچوی بالاتا · کائوچوی طبيعي · کائوچوی هوهآ · کائوچوی پارا
-
کائوچو · کائوچوی بالاتا · کائوچوی طبيعي · کائوچوی هوهآ · کائوچوی پارا
-
کائوچو · کائوچوی بالاتا · کائوچوی طبيعي · کائوچوی هوهآ · کائوچوی پارا
-
بسپارها · بسپارهاي ساختگي · لاستيك ساختگي · لاستیک سنتزی · لاستیک مصنوعی · پلياترها · پليتترافلوئوراتيلن · پليكربناتها · پلیمرها
-
کائوچو · کائوچوی بالاتا · کائوچوی طبيعي · کائوچوی هوهآ · کائوچوی پارا
-
کائوچو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن