ترجمه "kawiarnia" به فارسی

کافه, قهوهخانه, رستوران بهترین ترجمه های "kawiarnia" به فارسی هستند.

kawiarnia noun feminine دستور زبان

lokal, w którym podaje się kawę i inne napoje;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کافه

    noun

    Obciach, że nie można już palić w kawiarniach.

    خجالت داره که ديگه نميتوني تو کافه ها سيگار بکشي

  • قهوهخانه

    noun

    Zadziwiająca liczba innowacji z tego okresu miała gdzieś w swojej historii jakąś kawiarnię.

    و تعداد حیرتآوری از نوآوریهای این دوره یک قهوهخانه در جایی ازقصه خود دارند.

  • رستوران

    noun

    Dzieciak z kawiarni nie miał zbroi, tymczasem ja szykowałam się do walki.

    آن دختربچه در رستوران موضع دفاعی نداشت، اما من آمادهی جنگیدن بودم.

  • ترجمه های کمتر

    • قهوه خانه
    • چایخانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kawiarnia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kawiarnia"

اضافه کردن

ترجمه های "kawiarnia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه