ترجمه "kelner" به فارسی
پیشخدمت, خدمتگذار, گارسون بهترین ترجمه های "kelner" به فارسی هستند.
kelner
noun
masculine
دستور زبان
osoba w restauracji przyjmująca zamówienie i przynosząca potrawy
-
پیشخدمت
nounKelner przyniósł nowy talerz.
پیشخدمت، بشقاب تازه ای آورد.
-
خدمتگذار
noun -
گارسون
Czasy, kiedy pracowałem jako kelner w hotelu, dawno minęły.
در گذشته، در رستوران یک هتل گارسون بودم و برای مردم غذا سِرو میکردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kelner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kelner"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن