ترجمه "kg" به فارسی
هزار گرم, کیلو گرم, کیلوگرم بهترین ترجمه های "kg" به فارسی هستند.
skr. kilogram
-
هزار گرم
noun -
کیلو گرم
nounTu, w Brazylii, znajdziemy okazy osiągające ponad 90 kilogramów.
نمونه ای از آن در برزیل هست ۱۰۰ کیلو گرم می تواند باشد.
-
کیلوگرم
nounOrzeł przedni waży około pięciu kilogramów, ale ma oczy większe niż dorosły człowiek.
عقاب طلایی که فقط پنج کیلوگرم وزن دارد، دارای چشمانی بزرگتر از چشمان یک انسان بالغ است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"kG" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای kG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
"KG" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای KG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "kg" با ترجمه به فارسی
-
هزار گرم · کیلو گرم · کیلوگرم
-
کیلوگرم نیرو