ترجمه "kielich" به فارسی
کاسه گل, جام باده, ساتگینی بهترین ترجمه های "kielich" به فارسی هستند.
kielich
noun
masculine
دستور زبان
naczynie do picia z czarką na smukłej nóżce; [..]
-
کاسه گل
-
جام باده
nounA najcięższą rzeczą, którą miała pod ręką był kielich mszalny.
و سنگين ترين چيزي که تونسته بوده پيدا کنه جام باده بوده
-
ساتگینی
noun
-
ترجمه های کمتر
- ساغر
- قطعه
- كاسبرگها
- پیاله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kielich " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kielich
-
جام
nounrodzaj naczynia
Kielich jest jedyną rzeczą, która może cię z tego wyciągnąć.
جام تنها چیزی هستش که میتونه تورو از اینجا بکشونه بیرون.
تصاویر با "kielich"
عباراتی شبیه به "kielich" با ترجمه به فارسی
-
كاسبرگها · کاسه گل
-
کاسبرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن