ترجمه "kilof" به فارسی

کلنگ, کلنگ بهترین ترجمه های "kilof" به فارسی هستند.

kilof noun masculine دستور زبان

techn. metalowe narzędzie służące do rozdrabniania skał, twardego podłoża, murów itp.;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلنگ

    noun

    Aby jej nabyć, możemy się posługiwać symbolicznymi kilofami i łopatami.

    برای نیل به این معرفت باید از بیل و کلنگ روحانی بهره گرفت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kilof " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kilof
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلنگ

    noun

    Aby jej nabyć, możemy się posługiwać symbolicznymi kilofami i łopatami.

    برای نیل به این معرفت باید از بیل و کلنگ روحانی بهره گرفت.

تصاویر با "kilof"

اضافه کردن

ترجمه های "kilof" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه