ترجمه "kimono" به فارسی

کیمونو, کیمونو بهترین ترجمه های "kimono" به فارسی هستند.

kimono noun neuter دستور زبان

tradycyjny strój japoński; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیمونو

    noun

    W piątym dniu zgromadzenia japońscy delegaci, głównie misjonarze, mieli ubrać kimona.

    روز پنجم کنگره، مخصوص نمایندگان ژاپنی بود که بیشتر آنان میسیونر بودند و همه کیمونو یعنی لباس محلی مردانه و زنانهٔ ژاپنی به تن داشتند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kimono " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kimono
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیمونو

    لباس سنتی ژاپن

    W piątym dniu zgromadzenia japońscy delegaci, głównie misjonarze, mieli ubrać kimona.

    روز پنجم کنگره، مخصوص نمایندگان ژاپنی بود که بیشتر آنان میسیونر بودند و همه کیمونو یعنی لباس محلی مردانه و زنانهٔ ژاپنی به تن داشتند.

تصاویر با "kimono"

اضافه کردن

ترجمه های "kimono" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه