ترجمه "kino" به فارسی

سینما, دامارها, رزینها بهترین ترجمه های "kino" به فارسی هستند.

kino noun neuter دستور زبان

szt. film. budynek, w którym wyświetla się filmy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سینما

    noun

    miejsce, zazwyczaj budynek, wyświetlania filmów dla publiczności

    Rozgniewani tą niesprawiedliwością, zaatakowaliśmy białych, którzy siedzieli obok nas w kinie.

    دیدن آن بیعدالتیها ما را به خشم میآورد و همان جا در سینما به جوانان سفیدپوست حملهور میشدیم.

  • دامارها

  • رزینها

  • ترجمه های کمتر

    • صمغ سندروس
    • مصطکی
    • کوپالها
    • کینوها
    • کینوهای صمغدار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kino " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kino"

عباراتی شبیه به "kino" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kino" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه