ترجمه "kiszonka" به فارسی

علوفه سیلویی, ترشی, سرکه بهترین ترجمه های "kiszonka" به فارسی هستند.

kiszonka Noun noun feminine دستور زبان

rodzaj paszy dla bydła [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • علوفه سیلویی

  • ترشی

    noun
  • سرکه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سيلوكردن
    • سیلاژ
    • علف تازه مانده
    • وضعیت دشوار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kiszonka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kiszonka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kiszonka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه