ترجمه "kiwi" به فارسی

کیوی, كيوي, کیویها بهترین ترجمه های "kiwi" به فارسی هستند.

kiwi noun masculine neuter دستور زبان

spoż. zielony w środku owoc aktinidii o meszkowatej brązowej skórce; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیوی

    owoc

  • كيوي

    spoż. zielony w środku owoc aktinidii o meszkowatej brązowej skórce [..]

  • کیویها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kiwi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kiwi
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اکتینیدیا دلیسیوزا

تصاویر با "kiwi"

عباراتی شبیه به "kiwi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kiwi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه