ترجمه "klątwa" به فارسی

تكفير, جادوگر, نفرت بهترین ترجمه های "klątwa" به فارسی هستند.

klątwa noun feminine دستور زبان

rel. kara wyłączenia kogoś ze wspólnoty wiernych [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تكفير

  • جادوگر

    noun

    Musimy porozumieć się z wiedźmą, która stworzyła klątwę.

    بايد با جادوگري که طلسمش رو ساخته ، ارتباط برقرار کنيم.

  • نفرت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klątwa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "klątwa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "klątwa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه