ترجمه "klacz" به فارسی
اسب, مادیان, مادیانها بهترین ترجمه های "klacz" به فارسی هستند.
klacz
noun
feminine
دستور زبان
zool. samica ssaków nieparzystokopytnych, szczególnie samica konia; [..]
-
اسب
nounJestem królową, nie klaczą!
من ملکه نايب السلطنه م ، اسب ماديان که نيستم.
-
مادیان
nounMieszaniec międzygatunkowy z krzyżowania klaczy konia z ogierem osła
فرزند الاغ نر و مادیان
-
مادیانها
-
ترجمه های کمتر
- اسپ
- سودا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " klacz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "klacz"
عباراتی شبیه به "klacz" با ترجمه به فارسی
-
التهاب رحم اسبی واگیر · متریت اسبي واگیر
-
شیر مادیان
-
پی.ام.اس.جی · گونادوتروپين جفتي اسب · گونادوتروپين سرم · گونادوتروپين سرم مادیان آبستن.
-
پي.ام.اس
-
پي.ام.اس
-
پی.ام.اس.جی · گونادوتروپين جفتي اسب · گونادوتروپين سرم · گونادوتروپين سرم مادیان آبستن.
-
هرپسویروس اسبی · ويروس رينوپنومونيت اسبي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن