ترجمه "klan" به فارسی
عشایر کرد, اقوام, خویشی بهترین ترجمه های "klan" به فارسی هستند.
klan
noun
masculine
دستور زبان
wielopokoleniowa rodzina, której członkowie są silnie ze sobą związani; [..]
-
عشایر کرد
-
اقوام
noun -
خویشی
noun
-
ترجمه های کمتر
- دسته
- طایفه
- عشیره
- قبیله
- قوم و خویش
- قوم و خویشان
- قوم و خویشی
- ویس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " klan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Klan
noun
Klan (antropologia) [..]
-
عشایر کرد
Klan (antropologia)
-
طایفه
گروهی از انسانها
klanach, plemionach, narodach, rasach,
طایفه، قبلیه، ملت، نژاد
تصاویر با "klan"
عباراتی شبیه به "klan" با ترجمه به فارسی
-
كو كلوكس كلان · کوکلوسکلان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن