ترجمه "klimat" به فارسی
اقلیم, آب و هوا, اثرات اقليمي بهترین ترجمه های "klimat" به فارسی هستند.
klimat
noun
masculine
دستور زبان
geogr. warunki pogodowe przeważające na danym obszarze przez wiele lat; [..]
-
اقلیم
nounCieszę się, że nie chodziło o to, że przyzwyczajam się do zimnego klimatu Ziemi.
هی.من خوشحالم که میدونم فقط من نیستم دارم به اقلیم سرد زمین عادت میکنه
-
آب و هوا
nounJeśli chcemy coś wiedzieć o klimacie, pytamy klimatologa.
اگر میخواهید در مورد آب و هوا بدانید، از یک کارشناس آب و هوا میپرسید.
-
اثرات اقليمي
-
ترجمه های کمتر
- اقليم طبيعي
- بزرگاقليم
- سرزمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " klimat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "klimat" با ترجمه به فارسی
-
آب و هوای اقيانوسيهای · اقلیم اقیانوسیهای
-
آب و هوای قطبی · اقليم جنوبگان · اقليم شمالگان · اقلیم قطبی
-
آب و هوای قطبی · اقليم جنوبگان · اقليم شمالگان · اقلیم قطبی
-
آب و هوای خشک · اقليم بياباني · اقلیم خشک
-
اقليم ساحلي
-
اقلیم قارهای
-
آب و هوای مديترانهاي · اقلیم مدیترانهای
-
زونهای نيمهمرطوب · مناطق نیمهمرطوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن