ترجمه "km" به فارسی

هزارمتر, کیلومتر, اسب بخار بهترین ترجمه های "km" به فارسی هستند.

km noun masculine

wojsk. karabin maszynowy

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هزارمتر

    noun
  • کیلومتر

    noun

    Setki kilometrów pasów zieleni z chodnikami i ścieżkami rowerowymi przecinających miasto we wszystkich kierunkach.

    صدها کیلومتر راههای سبز شهرهای با خیابانهای متقاطع از هر جهت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " km " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

KM noun masculine feminine

fiz. koń mechaniczny (jednostka)

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسب بخار

    noun

عباراتی شبیه به "km" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "km" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه