ترجمه "kolka" به فارسی

قولنج, بخیه, بخیه جراحی بهترین ترجمه های "kolka" به فارسی هستند.

kolka Noun noun feminine دستور زبان

med. silne, napadowe bóle w jamie brzusznej [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قولنج

    noun

    S: Pamiętam, jak byłeś mały i miałeś straszną kolkę, więc wciąż płakałeś.

    سارا: من یادم میاد که وقتی تو کوچک بودی٬ قولنج بدی داشتی٬ همین جور گریه می کردی.

  • بخیه

    noun
  • بخیه جراحی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قولنج (شکم)
    • کولیک
    • کولیک.
    • کوک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kolka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kolka noun masculine

cierń [..]

+ اضافه کردن

"Kolka" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kolka در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "kolka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kolka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه