ترجمه "kondom" به فارسی
کاپوت, لاستیک, کاندوم بهترین ترجمه های "kondom" به فارسی هستند.
kondom
noun
masculine
دستور زبان
książk. seks. farm. mechaniczny środek antykoncepcyjny stosowany głównie przez mężczyzn, wykonany z lateksu;
-
کاپوت
noun -
لاستیک
noun -
کاندوم
nounMam nadzieję, że w kondomie, bo mam nieczyste myśli.
اميدوارم که کاندوم گذاشته باشي چون من مُخ کثيفي دارم!
-
ترجمه های کمتر
- شمالگان
- کفش لاستیکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kondom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kondom"
عباراتی شبیه به "kondom" با ترجمه به فارسی
-
به یه کاندوم احتیاج دارم · به یک کاندوم احتیاج دارم
-
کاندوم زنانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن