ترجمه "konflikt" به فارسی

تداخل, تضاد, درگیری بهترین ترجمه های "konflikt" به فارسی هستند.

konflikt noun masculine دستور زبان

sprzeczność (racji, wartości), spór między osobami; brak zgodności [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تداخل

    Zawsze, gdy miałeś konflikt pomiędzy domem a pracą, to wygrywała praca.

    هر وقت کار و زندگيت با هم تداخل پيدا کرد ، کار برنده شد

  • تضاد

    noun

    Nie widzimy jak konflikty interesów działają na nas.

    زیرا ما نمی دانیم چگونه تضاد منافع بر روی ما کار می کند.

  • درگیری

    Bezpieczeństwo duchowe w tym konflikcie zapewnia organizacja Boża.

    در این درگیری سازمان خدا از لحاظ روحانی مکانی امن به شمار میرود.

  • ناسازگاری

    noun

    Na tym tle narosło między nami wiele konfliktów”.

    همین موجب شده بود که بین من و همسرم اختلاف و ناسازگاری به وجود آید.»

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " konflikt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "konflikt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "konflikt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه